تبليغاتX
صدسال تنهایی
اجتماعی - فرهنگی - علمی - محیط زیست


 

یقیناْ مسئله اصلاح ساختاری بنیان های فکری و فرهنگی ما بعد از این همه بحث و تبادل نظر و کنفرانس برای پی جویان این قضیه باید مسجل و متقن شده باشد . اما چه باید کرد و تا کی می توان اینگونه بحث ها را در سطح چند مقاله و نظر در روزنامه یا در فضای مجازی ، پی گرفت . این حرکت در ارائه راهکار و استراتژی از سوی اصحاب نظر و اندیشمندان همینکه به لایه های پائین تر جامعه می رسد متوقف شده و تدریجاً کمرنگ و محو می گردد ، یعنی متولی و مجری و تثبیت کننده یا وجود ندارد یا بسیار کم اثر عمل می کند . متولی هم نمی تواند و نباید همانند برخورد و آموزش های سنتی به کودکان رفتار کند . این مقوله از آن دست طرحها و اقداماتی است که محتاج ایجاد بستر مناسب در طول زمان است . بایستی ذهنیت عمل و حرکت مناسب و منطقی اجتماعی و فرهنگی را در قالبهای تازه و موزون ریخت چرا که قالب دفورمه شده محتوا را نیز به تبَع خود دفورمه خواهد نمود . این ایجاد فورم و ریختهای جدید باید تواماً با اصلاح و رفورم قالبهای کهنه و صلب شده صورت گیرد ، اما این جناب عشق که همتی والا می طلبد را عاشقی می باید ، باید خواست و طلبید ، ما حتی انگیزه و شوقش را هم نداریم . چرا یک ژاپنی عبور از چراغ قرمز را نه فقط یک خلاف در رانندگی بلکه خیانت به کشورش می داند ، همواره احساس در معرض تماشا بودن و قضاوت جامعه را دارد یا یک حس تقصیر و گناه او را تا مرز خودکشی می کشاند ؟ اینها همه محتاج یک روح ثابت و تاًثیر گذار اجتماعی است ، یک نیروانا ، یک تائو ، یک عامل و هدف فراگیرِ . ژاپنی برای یک آرمان خاص آنهم تفوق و جاه ناسیونالسیتی ( کوکوتایی ¹ ) یا اقتصادی² حرکت می کند و به آن ایمان دارد ، یعنی یک نظم و ریتم یکنواخت در مسیری معین . این یک دید و وفاق جمعی است که البته بر خصوصیات خاص جوهری و تاریخی آنها هم تکیه دارد . مهمترین قدم همین است که ابتدا ما به یک تجمیع هدفمند برسیم ،  خودکامگی و خود محوری خود را به اوراق تاریخ بسپاریم و در یک دید آرمانی و والا مستحیل شویم . خود محوری آفت و بلای جان حرکتهای سیستماتیک  جمعی آرمانگراست . در صورت ایجاد این اجماع و دگردیسی آنگاه می توانیم با برنامه ریزی ، تدوین و اعمال راهکارهای مناسب و ایده آل ، جامعه را در مسیر دلخواه بحرکت در آوریم . اما در این میان زمان عامل بسیار مهمی است ، بلحاظ  درگیر بودن در این چنبره فردیت ما بسرعت در حال تصلب و سخت شدن هستیم ، یعنی هر چه زمان می گذرد باورمان به این مجسمهً خودکامه بیشتر می شود و بنوعی در آن حل و مسخ می شویم و تا وقتی که جایگزینی برای آن نباشد وضع به همین منوال خواهد بود و می بینیم که با وجود توانمندی ها و امکانات و منابع سرشار حکایت همچنان باقی است . از هیچ کجای این جهان نیز امید بهبودی نمی توان داشت و تزریق هر برنامه ای هم تنها در حد مُسکن خواهد بود .

کنفسیوس می گوید : " زندگی انسان برتر به کار تیراندازان می ماند ، وقتی که تیر به آماج اصابت نکند تیرانداز علت را در خود می جوید . "

  

پی نوشت :

1- ژاپن – هرمان کان ص ۸۹

2- سرود کارگران کمپانی ماتسوشیتا – همان منبع ص ۳۰۹

 تا ژاپنی جدید را پی افکنیم

بیائید ای دوستان ، تا نیروی تن و مغز خود را بر هم نهیم

و تا سر حد توان و توش بکوشیم و بر تولید بیفزائیم

و ساخته های خود را به اکناف جهان بفرستیم

همچون رشته ای بی پایان و پیوسته

همچون آبی روان از چشمه

ای صنعت ژاپن بزرگ شو ، بزرگ شو ، بزرگ

کانون هماهنگی و صمیمیت

ماتسوشیتا الکتریک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 تیر1386ساعت 19:32  توسط بامداد  | 

چرخهایی که مخالف طبیعت می چرخند

 

تراژدی پرومتئوس مهربان که آدمی را دانائی و آگاهی و طریق زندگی آموخت ، گویی در عرصه زیست محیطی نیز مصداق یافته است و جگر ترمیم یافته را هر روز عقاب درنده باید ببلعد . اینچنین است که متناوباً از چهار سوی این کره خاکی و خاصه سرزمین خودمان ، روزانه ، خبری ، روایتی و رویدادی از تظلم و شقاوت به پیکر طبیعت مهربان  و صبور می رسد ، گرچه برخی از اخبار به مهر تکذیب مزیّن می شوند اما چیزی که به عین و واقع روی می دهد بسی دردآور و حزن انگیز است . از خبر احداث پالایشگاه در بطن بکر جنگلهای مازندران تا اضمحلال تالاب " صوفی کم" ، عوارض سد کارون ۴ و تخریب ۲۲۰۰ هکتار جنگل بلوط غرب ، قضایای سد سیاه بیشه ، احداث جاده از میان دریاچه ارومیه و این آخری هم که به ویرانی کشیدن پارک ملی خجیر .

مدیران معظم و دانش آموخته در پروژه های گوناگون صنعتی و ساختمانی و تاًسیساتی و غیر البته نیک می دانند که پایهً یک طرح و پروژه بر اساس اطلاعات و بررسی های مقدماتی همه جانبه اعم از ، توپو لوژی ، بررسی های اقلیمی و زیست محیطی و نقشه های هوایی و جغرافیایی و ژئو تکنیک و کلاً شناسایی محیط مورد نظر شکل خواهد گرفت که این خود ، بلحاظ  تقسیم و سهولت و قانونمند نمودن کار به سازمانها و بخشهای مختلف دولتی واگذار گردیده است ، پس وقتی که سدی بنا می شود و از قِبل آن هکتارها زمین زیر کشت یا جنگل و درخت معدوم و معیوب می گردد یا یک پارک ملی ( خجیر ) مورد تاخت و تاز لودرها و کمپروسورها و میکسرها قرار گرفته و عنقریب به مانند گورستانی  خواهد شد و یا اگر بناگاه پالایشگاهی از دل جنگلها سربرآرد ، پاسخگو چه کسی خواهد بود . یا اطلاعات اولیه ناقص بوده یا سازمان ناظر قصور نموده و یا سنبه مجری طرح پر زور بوده است .

نظر مهندس یاسر انصاری رئيس كانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط ‌زيست ايران در مورد سد کارون : "  : به‌رغم آن‌كه گفته مي‌شود اين پروژه داراي ارزيابي زيست‌ محيطي است اما به‌نظر مي‌رسد اين ارزيابي‌ها منطبق با استانداردهاي جهاني صورت نگرفته است. از همين روست كه با آبگيري اين سد 2 هزار هكتار از اراضي منحصربه‌فرد جنگلي نابود مي‌شود.  " ادله و توجیهی  نیز در این میان از جانب مجریان وجود دارد و آن برطرف نمودن موانع یا معضلات اقتصادی یا تاًمین برق و گاز رسانی و ایجاد مسکن و راه های ارتباطی است . سوالی که پیش می آید اینست که این توسعه و تامینات باید به چه قیمتی  بدست آید ، بهانه توسعه صنعت و ایجاد اشتغال و غیره برای این منظور بسیار نابخردانه و کوته نظرانه است ، وقتی که حیات در معرض خطر قرار داشته باشد و زنگ خطر عواقب و بلایای سخت طبیعی و مرگ ومیر و بیماری های  ناخواسته بصدا درآید اشتغال به چه کار می آید ، سد سازی برای چیست ، پیشرفتی که در پی آن نیستی و خسران باشد خبطی مسلم است کسانی که با این ادله مرتکب چنان معصیت هایی می شوند به احتمال قوی ضریب آینده نگری و بصیرت خویش را از دست داده اتد . متاًسفانه دید ما در این قبیل مسائل دچار نقص و آسیب است ، یعنی با داشتن و دیدن چند هکتار جنگل فکر می کنیم که دنیا گلستان است یا با رودی که امروز خروشان و جاری است هر کاری می توان کرد . آمارها و گزارشات و گفته ها همه حاکی از آن است که طبیعت زمین با ادامه این روشها دیگر بدین شکل و سیاق و بدلخواه ما نخواهد بود . ما محتاج تغییرات اساسی در بینش خود نسبت به محیط زیست هستیم که برای شروع آن امروز هم بسیار دیر است .

         شرکت در اعتراض به نابودسازی خجیر ـ امضاء

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 تیر1386ساعت 20:18  توسط بامداد  | 

                                     

                                    LIVE EARTH                    

 

کنسرت "زمین زنده"  در تمام قاره‌ها برگزار خواهد شد تا صدای اعتراضش را علیه گرم شدن زمین به گوش همگان برساند. این حرکتها نشان دهنده عمق و اهمیت مسئله و توجه جدی به آن است ، کاش می توانستیم از این دست حرکتهای زیبا و پیام رسانی های جهانی را در این سرزمین خمیده و خموش نیز شاهد باشیم . چه می شد اگر هنرمندان ما هم دست بکار می شدند و بهر طریق ممکن و در حد امکانات ، در جهت آگاهی به جامعه قدمی و قلمی بر میداشتند و موضوع تنها در سطح چند خبر کوتاه خارجی یا داخلی یا مطالب وبلاگهای زیست محیطی  محدود نمی ماند .

بیش از ۱۵۰ هنرمند "Live Earth" روز شنبه ، ۷ ژوئیه، با اجرای پیاپی کنسرت در بسیاری از کشورهای جهان ، در اعتراض به گرم شدن زمین با نام Live Earth   شرکت خواهند داشت .

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 11:20  توسط بامداد  | 

 

پیامد های روند صعودی گرمایش زمین

آزمایش بر روی حباب های هوایی که میان یخهای قطب از هزاران سال پیش محبوس مانده است و ثبت مقاطع زمانی متفاوت در گذشته ، موید این نکته است که میزان گاز دی اکسید کربن در هوا بطور تصاعدی افزایش یافته و  گرمایش زمین با افزایش این گاز نسبت مستقیم دارد . صنعتی شدن جوامع بشری در سیر تصاعدی این گاز نقش موثری داشته است بطوریکه دهه پایانی قرن بیستم، بالاترین میزان درجه حرارت صد سال اخیر را داشته است . از سوئی افزایش میزان گاز های گلخانه ای۱ و عمدتاً گاز کربنیک موجب تشدید اثر گلخانه ای و افزایش دما می گردد . پیش بینی ها حکایت از آن دارد که تا پایان قرن بیست و یکم میزان گاز کربنیک به سه برابر افزایش یابد . این سیر صعودی غالباً در نتیجه استفاده گسترده از سوخت های فسیلی است که  کشورهای صنعتی بیشترین سهم را در این زمینه دارند  ........                                                                    

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 1:48  توسط بامداد  | 

به کجای این جهان پهناور تعلق داریم

 

روزها بسرعت برق میدوند و از کنارمان می گذرند ، زمان برایمان مفهوم جهانی اش را از دست داده است ، آرزوها یمان چقدر سطحی و کوچک شده اند ، از طلوع تا غروب همهً روزنه ها را می گردیم تا مگر شبی را نرم غوطه ور شویم و کاخ کوچک خواسته ها را کنار برکهً داشته ها بسازیم و از جوی رویا ها  آب خنکی بنوشیم ، بسرعت قضاوت می کنیم و به نتیجه می رسیم ، محکوم می کنیم ، تاًیید می کنیم ، خوب برانگیخته می شویم و زشت بر آشفته ، از کنار فجایع بی حوصله و اعتنا رد می شویم تا گریبان گیرمان نشود ، کار می کنیم یک ساعت مفید ، در سال ده دقیقه می خوانیم ، انتظارها داریم جهان شمول و آرمانی . گفتار و رفتار و کردار را بنام مد ، تجدد و جوان گرائی به بازی می گیریم و در رسانه ها آن را تبلیغ می کنیم . خشم از نداشته ها مان کودکان را می آزارد و مجروح می کند ؛ فزونی داشته ها مان آنان را سست و سیراب و گستاخ می کند . ساعت ها را در کنار مظاهر تکنولوژی بسر می کنیم و دریغ می کنیم درنگی کوتاه و نگاهی مهربان را از والدین تنها . به کجای این جهان پهناور تعلق داریم . به کدام سمت و سوی می کشانند مان . میلیاردها براحتی و ساکت از کف می رود و برای پشیزی در کوچه و خیابان فریاد می زنیم ، فحاشی می کنیم ، و انسانی را مجروح می کنیم . پشت یک اتومبیل یا یک میز از خود بیخود می شویم ، گوئی بر ارابهً  گلادیاتوری به جنگ نشسته ایم و یا اریکه ای جبروتی بر ما نازل شده است ، تمام دنیا را برای خود می خواهیم و دیگر هیچ . مصرف می کنیم و مونتاژ . پروندهً تولید مان یا در چنبرهً بوروکراسی می سوزد یا در دایره سودازدهً درهم و دلارها  یکنواخت می چرخد .   

 محیط  حیاتی و مجال تنفس و نشاط را براحتی به صدها طریق آلوده ، تخریب  یا معدوم می کنیم . در حیطه مدنیت و تکنولوژی ، تقلید و کپی را بعنوان تنها راه ممکن می پذیریم . حریم و حرمت های انسانی را حق به جانب می شکنیم .

فحشای مدرن می طلبیم و اسب تروای تجدد را تا درون ارگ اصالت و هویت بدرقه می کنیم و آنگاه خسته و وامانده به هر آنچه ما را سرشته است می تازیم و بجای هر دیکتاتور بزرگی هزاران خودکامه کوچک می نشانیم .       

 پرندهً تفکر را در کانال های زیبای از پیش ساخته شده پرواز می دهیم ، سیمرغ اندیشه و معرفت را با  قناری چرب زبان خوش سرا ، مفتخر معاوضه می کنیم ، آن را هم در قفس ذهن به تماشا می گذاریم .

 

اما .......

شاید وقتی دیگر ، سراسیمه و حیران از خواب سنگینِ سالها ، نجوای دلنشین مادر پیر خبر شاد بدنیا آمدن طفل سیمرغ را برایمان مژده دهد .

" بلند شو .... ببین چه زیبا است ..... همان که سالها در انتظارش بودی ...... "

      

+ نوشته شده در  جمعه 1 تیر1386ساعت 23:24  توسط بامداد  |