نبرد بی امان طبیعت ستیزان هر روز ابعاد گسترده تری بخود می گیرد ، بیاد آن صحنه قورباغه و آب جوش در فیلم حقیقت ناخوشایند می افتم و اینکه چقدر به حال و روز ما می ماند . ال گور کاندیدای جایزه صلح می شود و اگر جایزه ای هم برای تخریب و جنگ با محیط زیست مقرر می کردند قطعا ما کاندید شایسته و برتر آن بودیم . یحتمل بسیاری از کنوانسیون ها و قطعنامه ها و قرارداها را هم که بجهت همگونی با موازین بین المللی در امور گوناگون پذیرفته ایم ، از سر ناچاری و رودربایستی با دنیا است وگرنه ما کجا و تمکین به اصول بین المللی و قانونی کجا . ما حتی در اجرای اصول قانون اساسی هم مشکل داریم ، با خودمان هم مشکل داریم چه رسد به محیط زیست . در این وانفسای نابسامانی در مدیریت و طرح و اجرا ، طرح اجاره اراضی ملی حفاظت شده نیز برای خود حکایتها خواهد داشت . کانون دیده بانان زمین در مطلبی به تفصیل این طرح را زیر سوال برده و جای بحث بسیاری را مطرح کرده است ...........
مناطق حفاظت شده اين ميراث طبيعي ملت در شرف اجاره براي سوداگري
این حکایت سد و سد سازی در این مملکت علیرغم هر مصیبت و بلایی که برای محیط زیست و پرندگان و جانداران در پی داشته ، برای برخی گویا اسباب تفرج و تلذذ گشته و اوقات خوشی را فراهم آورده است . از سال 1373 که پروژه سد شهید عباسپور در استان خوزستان به اجرا درآمد و آبگیری شد، قسمتهایی از کوه و نقاط مرتفع در این منطقه بعد از آبگیری، به صورت جزیره های مصنوعی درآمد که با ابتکار مسئولان استان خوزستان به منطقه اختصاصی برای رفع خستگی و تفریح آنان تبدیل شد .........
اصل خبر ازفرارو

شرم بر دستانی که می آلایند و نفس های مرغان پرواز را می گیرند ، آبی آبها را تیره و ماهیان را مقهور می خواهند . شرم بر دستانی که عمارت های ملون خود را بر تل فنا شده مخلوقات بی گناه بنا می کنند و طراوت سبز و پاک طبیعت را خاکستر اندود می خواهند .

و خداوند حیات و موجودات گوناگون را آفرید و انسان را اشرف مخلوقات نمود . آدمی نیز با توش و تلاش بی وقفه و اندیشه ناب به مراکز علمیه ساخته و پرداخته خود رهنمون گشت تا پشتهً جهل و جور و فقر از دوش درماندگان سبک گرداند . محیط خود را شاداب و آباد گردانده و دیگران را در نیل به نعمات بیکران مدد رساند . پس چون به میدان عمل برآمدند هر یک با اشتهار و اشتها دست بکار شدند تا آزموده ها و آموخته های خویش را به منصه ظهور و حضور رسانند . طی طریق فراوان و اوقات بسیار سپری نمودند تا سرانجام مصنوعی از خویش را که " سَد " می نامیدند به خلایق و جوامع عرضه گرداندند . جماعت با غریو شادی و مسرت خاطر چند صباحی را روزگار بگذراندند تا اینکه اندک اندک اخبار مذموم و روایات مغموم ، عیش جماعت را به کام همی تلخ نمودند . آنچه را برافراشته بودند " سَد " حیات شد و مانع ذات و عامل ممات . فی الجمله از نباتات و طیور و چارپایان زیبا همه یک به یک فنا گشته و اطراف و اکناف و بوستان به برهوت نشست . پس چون به علم و عمل خویش به سبب نخوت ، ندامت نتوانستند کرد ، هر یک علت را منسوب به سببی ناسوتی و لامکان کرده ، و جماعت حیران و سرگردان در عجب بماندند . حدیث آخر آمد و عرصه حیات و زمان نشاط بسر رسید و آنچه خود کردند عامل فنا و باعث زوال گردید و فوج فوج هلاکت نصیب ایشان شد .
دولت به اهل جهل دهند آری خوان مسیح خرمگسان دارند
خجیر در آتش جهل می سوزد . آنسوتر طبیعت زیبای زاگرس و دنا جولانگاه محرومینی می گردد که شانزده سال را با امید واهی و عبثِ سازمان ، روزها را شمارده اند. چوپانِ خسته زیر تیغ آفتاب و خط فقر متهم می شود ، به هجوم ، به اشغال ، به ورود بدون مجوز . شانزده سال بردباری . آنطرفتر منافع را به تیغ مصالح مثله میکنند ، " میلیاردها ". و چوپان بی خبر است .
خجیر از آتش حماقت می سوزد . در میان دیوارها ، باد خنکی به تابستان دهن کجی میکند ، آنها نوشابه ای خنک را با تصاویر دیجیتالی سر می کشند ، همهمهً معامله ای بزرگ به پایان می رسد ، برجی در حال سر کشیدن میان ابرها است . چوپان تکه نانی را به دندان می کشد . دستهایی سخت ، اشتقاق آبها را با اشتیاق پی گیرند و شغالها آسوده در پی شکار .
جنگل با زخم های تبر ، با توفان شعله ، بسختی ایستاده است . گروهی گرد هم می آیند تا بر زخمهای سوخته سوگواری کنند . بر آسمانِ چوپان ، ابرهای خاکستری آرام آرام گسترده می شوند . کودک پاپتی از ” بوهون " بیرون می زند و چشمان مادر قدمهایش را دنبال می کند . آنسو ، در فرو دست انگار آبها را گل می کنند تا از آن درشت ماهی گیرند . ماهیان طعم نفت و گنداب را حس می کنند . هیولای دود و آهن ، سیراب ناشدنی است ، با میلیونها معده . و چوپان بی خبر است و منتظر تولد برهً کوچک . صدای رعد فضا را می شکافد و بره کوچک زیر قطرات باران مادرش را بو می کشد .
مادر طبیعت بر زخمهای فرزندانش ، آرام ، باران لطیفی را فرو می ریزد و شب همه جا را در بر می گیرد .
در دو سوی ما انسانهایی هر روز در کشاکش و جدال با عفریت سیاه جنگ و تباهی به سرنوشت نامعلوم خویش فکر می کنند . کسانی که چهره کریه و پلشت جنگ را از نزدیک دیده اند می دانند که این دیو منفور برخاسته از زوایای تاریک و علیل مغز آدمی تا چه حد ویرانگر و مخوف و بی رحم است . نرمین عثمان ، وزیر محیط زیست عراق می گوید که از آغاز جنگ تا بحال بدلیل استفاده آمریکا از سلاح های حاوی اورانیوم غنی شده ، شمار مبتلایان به سرطان بشدت افزایش یافته است . اگر درهر جای دیگری از کره زمین ، در اثر حوادث ناخواسته طبیعی یا غیرطبیعی ، عده ای دچار آسیب یا مرگ شوند ، نگاه ها را بخود معطوف کرده و پیامهای همدردی و تسلیت سرازیر می شوند ، اما مرگ و نقص این بخت برگشته گان آنهم بطور روزانه و مکرر، گویا برای سایرین عادی و تکراری شده است . چه سخت روزگاری است عادی شدن مرگ و ویرانی ، چه سخت رسمی است یتیم و بی پناه ، آواره و معلول ماندن ، چه در عراق یا افغانستان یا رواندا ، هر جا ، چه تفاوت می کند . تاریخ بشری مملو از صفحاتی است که در آن دون اندیشهً یک یا چند نفر ، بیشمار انسانهایی بی گناه را برای بدست اوردن خاک ، نفت ، طلا ، صدارت یا کینه توزی و ..... به خاموشی و نیستی کشانیده است .
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او "ملک الشعرا بهار"
