قدرت در طول تاریخ همواره برای صدر نشینان سریر حاکم حلاوت مطبوعی داشته است که دل کندن از آن بسی جانکاه و سخت بوده است. بعد از دوران استعماری غرب ، اشکال حکومتی در مناطقی از آسیا ، آمریکای لاتین و آفریقا ، رویکردی عوام پسندانه و پوپولیستی بخود گرفت و نردبان توده های محروم ابزاری کارا برای صعود به اریکه قدرت گردید. بسیارند روسایی چون هایله ماریام ، موگابه ، موسوونی ، كاگام ، ادریس دبی ، مارکوس و صدام تا مبارک و قذافی و سوهارتو و کاسترو ، که همگی تداوم قدرت خویش را به صلاح و سزای ملت خود می دانستند. امروز ونزوئلا نیز شاهد تکرار همان مصداق است ، هوگو چاوز که با آراء قاطع مردم در سال 1998 به ریاست رسید از مخالفین سرسخت پروژه های سلطه آمریکا بشمار می رود ، حکومت وی از یک طرح براندازی در سال 2003 که توسط طراحان کهنه کار آمریکایی به اجرا درآمد و بیش از 72 ساعت دوام نیاورد توانست سالم بگریزد و مجدّداً بر اوضاع مسلط شود. اخیراً این کاراکاس نشین انقلابی ، نیز عزم جزم نموده تا سرزمین خود را از موهبت خویش دریغ نداشته و عمر صدارت خود را مستدام گرداند. امروز چاوز نیز با اقتدار نشان میدهد که این رایحه خوش و سکر آور قدرت را می توان بر همه چیز ارجح دانست ، بر دست بانو کمپبل ( تاپ مدل انگلیسی ) بوسه زد ، مخالفان را قلع و قمع کرد ، دانشگاه ها را محصور کرد و مقامی مادام العمر را از مجلس طلب کرد. دیری نمی گذرد که چاوز نیز با پر کردن زندانها و تحدید آزادی های اجتماعی و بستن روزنامه ها ، باید منتظر آشفته شدن خوابهای طلائی خود باشد. بی گمان چنین مصرفی از توده با رنگ و لعاب دموکراسی ، بنام زایش مردمی اما در جهت رویش استبداد در اینگونه جوامع محتاج ، سرانجام بساط شعبدهً ماه نخشب را برهم خواهد زد.
منتسکیو - روح القوانین:
" هنگامیکه در یک شخص یا یک دستگاه حاکم، قدرت تقنین با قدرت اجرایی جمع گردد، دیگر از آزادی اثری نیست، زیرا بیم آن است که همان شهریار یا همان سنا، قوانین خود کامهای وضع کنند و با خودکامگی بهموقع اجرا گذارند. "

تصاویری از مخالفتهای مردم
چاوس رئيس جمهور مادام العمر شد 29-11-87بالهای ایکاروس¹
تکنولوژی امروز بمانند یک شمشیر دو لبه عمل می کند ، این تمثیل بلاخص در کشورهای رو به رشد و در حال توسعه ملموس و محسوس تر است. تنها آلودگی هوا در ایران روزانه باعث مرگ دستکم یازده نفر (4000 نفر درسال) و خسارت نزدیک به 3.9 میلیارد تومان می گردد. " در سال حدود سي هزار ايراني مسلمان و غير مسلمان در جادهها و بيشتر در شعاع سي كيلومتري شهرها، در تصادفات وسائط نقليه و حوادث رانندگي كُشته ميشوند و قريب به سيصد هزار نفر ديگر از آنان مصدوم و معلول می گردند. روزي 20 ميليارد تومان هزينه تصادفات رانندگي در كشور است. در كشور ما حتي يك كيلومتر «اتوبان مطابق با استاندارد جهانی " وجود ندارد. ساليانه تعداد 1 ميليون خودرو و يك ميليون موتور سيكلت (قاتل جوانان) در كشور توليد ميشود، يعني رشد توليد خودرو در كشور بيش از 17 درصد است وليكن رشد توليد راه كمتر از 2 درصد ميباشد و توقع هم داريم كه سالي سه (3) لشكر 10 هزار نفري كشته در جادهها توليد نكنيم و انتظار داريم كه سياحان جهاني هم به ايران مسافرت بكنند. "² آلودگي صوتي در کلان شهرها نیز در این میان از دیگر عوارضی است که کمتر به آن توجه می شود. اگر آمار و ارقام ناشی از تخریب و خسارات وارده به محیط زیست و اکوسیستم ها نیز که خود سیاهه ای است کلان ، منظور شود عمق معضل و فاجعه ژرفتر خواهد شد. شکل کنونی پیشرفت تکنولوژیکی و توسعه و مدنیت ، در مقابل سلامت̗ تدبیر و بصیرت انسان امروز یک علامت سوال بزرگ را قرار می دهد و با تمام پیچیدگی های کاذب و واقعی خود ، برای ما بیانگر یک توصیف ساده است ؛ بازیکن ناشی یا مصدوم است و یا بازنده !
گویا پاییزی سمبلیک با تمام جلوه های خیالی و رمانتیک خود برای ما در حال نواختن سوناتی غمگین است.
۱- ایکاروس پسر مغرور دایدالوس که با بالهای ساخته از موم قصد رسیدن به خورشید را داشت اما موم های بالهایش از شدت گرما ذوب شد و او به دریا افتاد و غرق شد. اساطیر یونان / راجرگرین
۲-بخشی از نامه علی زادسر نماینده جیرفت به احمدی نژاد