تبليغاتX
صدسال تنهایی
اجتماعی - فرهنگی - علمی - محیط زیست


آنانکه حرمت قلم را تا مرز جان پاس می داشتند و کلبه ساده و موقر کلام عشق و معرفت را بر زمین شرف و فرهیختن بنا می کردند و از زخم دیار بد سگال ، بی صدا در خود فریاد می کردند و بار سنگین خرد و روشنی بر دوش می کشیدند ، اینک نرم نرمک می روند و صحنه را برای بازیگرانی خُرد و مغرور خالی می کنند. بقول کیمیایی : " دوره نويسندگان و شاعران زخمناک آرام به سر مي آيد. ديگر دوره آثار بزرگ نيست. روز دلتنگي است، ابر است و زمستان سرد است " .آن دوران و آن سالها ، گوئی قلمها از پولاد می ساختند و مرکب ِ بی ریایی و خلوص و خرد در آن آکنده می شد ، و قدمها را صلابتی بود در صعود به ناهمواریها و مصائب . اینک ، قلمها یی چوبی است ، موریانهً حرص و خودبهایی و سطحی نگری خورده ، سخت بی قامت و همت ، و قدمها سست و رخوتناک در سراشیبی ناگزیرهای مهاجم. بزرگان می روند و دنیا را با تفنن های کوچک برای آدمکها می گذارند.

مرگ برای آنان دریچهً رهایی است رو به گستره ای ژرف و ناب ، حلولی است در درخت سبز آفرینش برای ماندگاری و طعم خوش رستن ، و برای ما ، زندگی ، همچنان مسخی دوّار را راقم است.

در این اندک زمان گذشته سه فرهیخته و دلسوز ترک ما کردند و تحمل خلاء سرد فقدان بزرگان را دشوارتر ؛ اکبر رادی ، دکتر اسدی و استاد جعفر شهیدی. آیا زمانه توان زایش چنین رادمردان دیروز و امروز را دگرباره دارد.

هلا ، باید این چند بازمانده آیین جود و خرد را بجان پاس بداریم که زنگار دشخوار روزگار بی مهابا قلب ها و چشم ها را می آلاید ، مجال اندک است و تیرهای ثاقب زمان یک به یک فرود می آیند.

 

گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست  هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 دی1386ساعت 10:42  توسط بامداد  |