تبليغاتX
صدسال تنهایی
اجتماعی - فرهنگی - علمی - محیط زیست


 

1- یک سال گذشت ، با تمام فراز و نشیب ها و حزن و شادی هایش. در این 8760 ساعت ، ایران و جهان حوادث خرد و کلان بسیاری را شاهد بود ، 27.5 میلیون نفر به دنیا چشم گشودند و 11.5 میلیون نفر رخت از این دیار بربستند. جماعت کثیری با مشقت و رنج بسر کردند ، 2.4 میلیون کودک زیر پنج سال جان باختند ، نزدیک به 290 هزار میلیون دلار صرف بودجه های نظامی ( بغیر از هزینه های جنگ ) و 240 هزار میلیون دلار مصروف الکل و مواد مخدر گردید و 4.8 میلیون انسان از گرسنگی روی در نقاب خاک کشیدند. چند دیکتاتور صحنهً صدارت عظما ی خویش را ترک گفتند ؛ سوهارتو رفت ، فیدل کنار کشید ، مشرف به حاشیه سوق داده شد و چاوز در حسرت همیشه ماندن ، ماند. دراین یک سال ، دنیا برای آنان که در غم نان و تب آزادی می گداختند روزهای خوبی نداشت ، سراسر فقر بود و زندان. اما بسیاری صفرها نیز به سمت راست رقم مکنت و موجودی متمولین ، خوش نشست. شمارندهً Worldometers در هر دقیقه مرگ 9 انسان گرسنه را اعلام می کرد و من ماه ها مانده بودم که چه بگویم.

2- در سرزمین گفتار انبوه ، ناشنیده های به عمد و سکوت سرشار ، من یکسال پیرتر ، تو یکسال جوانتر . براستی چه نیک رسمی بود اگر در آغاز شکفتن بهار و تجدید حیات طبیعت ما نیز برای خود کارنامه و رتبه ای می داشتیم ، کاستی و نشیب ها و فراز و صعود ها را جمع و قیاسی می کردیم و سهم و هدف زنده بودن و زندگی خود را در این کره خاکی می دانستیم و شاید تعریف معقولی از آینده بدست می آوردیم. گرچه فکر می کنم که ما بیشتر از آنچه به آینده متصل شویم در گذشته فرو می رویم چرا که از حداقل شرایط و پتانسیل "حال " نیز بی بهره ایم ، برای رسیدن به سمت آینده باید از قدرت " حال " استفاده کرد اما ما تنها به گذشتن می اندیشیم . یکسال گذشت.

3- آنانکه از موهبت چند صباح اقتدار ، دنیا را ابدی و زندگی را لایزال می فهمند و برای خود پایه ها و دیوارهای آهنین می سازند چگونه نمی دانند که اندیشه محصور مانده یا خانه را ویران می کند یا سرزمین را.

کسی را که اندیشه ناخوش بود ----- بدان ناخوشی رای او گش بود "                       فردوسی  "   

4- در این روزهایی که رفت چند رخداد بسیار منقلب کننده بود ؛ رخت بربستن فرهیخته گانی از میان ما، ترور بی نظیر ، مرگ سمیه و سرنوشت امینه. دختر ذوالفقار علی بوتو¹ اگر به سرنوشت دو برادر و پدر خود دچار نمی شد شاید برای پاکستان امیدی از جنس مهاتمای بزرگ می ساخت. مرگ دهشتناک سمیه بدست جهالت مذموم هنوز خبر از پایداری فجیع عصبیّت های فکری و فرهنگی می داد ، و روزگار شور امینه ، در زوایای پوسیده و نمور شهر سومالیا نمونه ای است خرد از مصائب غیر انسانی حاکم بر میلیونها انسان مهجور.

5- از هدم و جرح طبیعت نیز بسیار سخن رفت ، فریادها برخاست و شکوه ها شد. شاید در ظاهر امر چنین باشد که به اصطلاح توسعه و تکنولوژی امروزه مسبب تخریب ها و مرگ طبیعت می گردد ، اما اگر تکنولوژی و مدرنیته دستاورد بشری است و تخریب و تلاشی حیات نیز در زمره حماقت های اوست ، این تکنولوژی و آن حماقت نیز جزیی از یک فرآیند است و اگر بواسطه تکنولوژی کنونی نیز نمی بود قطعاً حماقت در هیات ساختاری دیگر خود را نشان می داد. در حقیقت این طبیعت نیست که می میرد ، چراکه آگاهی حیات بخش فنا پذیر نیست و آنچه مقهور و میرا ست ، صور مصنوع است.

منت خدای را که سالی دگر موهبت زیبائی ها و صورت عظمت خویش را از ما دریغ نداشت. برای توان و جهد در زدودن تارهای کبر و تزویر و جهل از ذهن و کردار و توفیق عمل عنایت خاص او را آرزومندم.

سالی دگر ز عمر من و تو به باد شد ----- بگذشت هر چه بود اگر تلخ اگر لذیذ
بگذشت بر توانگر و درویش هر چه بود ----- از عیش و تلخ کامی وز بیم و از امید

ظالم نبرد سود که یک سال ظلم کرد ----- مظلوم هم بزیست که سالی جفا کشید

لوحی است در زمانه که در وی فرشته ای ----- بنمود نقش هر چه ز خلق زمانه دید

این لوح در درون دل مرد پارساست ----- وان گنج بسته راست زبان و خرد کلید

جام جم است صفحه ی تاریخ روزگار ----- ماند به یادگار ز دوران جمشید

تقویم کهنه ای است جهنده جهان که هست ----- چندین هزار قرن ز هر جدولش پدید

هر چند کهنه است به هر سال نو شود ----- کهنه بدین نوی به جهان گوش کی شنید...

ملک الشعرا بهار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 14:35  توسط بامداد  |