تبليغاتX
صدسال تنهایی
اجتماعی - فرهنگی - علمی - محیط زیست


            پیشنهادهای مکانیزه

 

در دنیای دیوانه یا وارونه ، مترقی یا ارتجاعی. چپ یا راست ، چه فرقی می کند. درست یادم نیست این  جمله از بکت بود یا برشت که می گفت ؛ هر انسانی در روز پانزده دقیقه سبکسر می شود، این هم حاصلش :

 

از آنجا که  مسئولین گرامی میراث فرهنگی چوب پنبه ها را محکم در گوش فشرده و سرگرم طرحهای بدیع خود هستند و کاری بکار تخت جمشید و کوروش و سیوند و غیره ندارند و اهمیتی هم ندارد که جماعت خودشان را در هاون می کوبند برای تنگه بلاغی و پاسارگاد و میلیونها قطعه تاریخی ارسال شده به آنطرف آب و از این جور مسائل ، و به سلامتی و میمنت سد بسیار عظیم و تاریخی ( که فی الواقع گویی ارزشش از آثار ۲۵۰۰ ساله هم بیشتر است ) نیز آب گیری گردید و برای اینکه هم خیال جماعت را آسوده کنیم و هم اوقات مدیران را فراخ ( چنانچه گویند ؛ فراخ روی را با قحط سال چکار ) و خاطر شان را فراغ ، جسارتاً دو پیشنهاد تقدیم می گردد .

اول : با در نظر گرفتن اینکه بتازگی " مکانیزه " خیلی مد شده و حتی در مورد حجاب هم  ( البته فعلا در سواحل شمالی ) قرار است بکار رود ، بیایند  و آثار  مطرح باستانی  را  هم "مکانیزه " کنند مثلا اگر همین آرامگاه کوروش عزیز متصل به این سیستم بود دیگر چه جای نگرانی ، براحتی می شد آنرا به جای دیگری که دسترسی بهتری هم داشته باشد منتقل کرد و این سد پر مدعا راهم تقدیم شیفتگانش کرد تا به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی کنند . نشد هم ندارد ، چطور آنطرفی ها می توانند ساختمانهای چند طبقه و عظیم الهیبت را از محلی به محل دیگر منتقل کنند ، ما هم اگر بخواهیم می توانیم ، این همه جار و جنجال و بگیر و ببند هم بپا نمی شود . یا با استفاده از این سیستم می شود همین تخت جمشید را به نزدیک موزه لوور برد و در صورت تمایل یک تابلوی اجاره به شرط تملیک هم رویش نصب نموده  و کلی هم درآمد کسب کرد. حالا که دارد خارج می شود به یکباره همه را خلاص کنیم و رنج سفر مستشرقین و باستان شناسان فرانسوی و انگلیسی و اخیرا آلمانی و ژاپنی را هم کوتاه . این بندگان خدا از زمان صفویه تا بحال دائم در سفر و اکتشاف و استخراج اند و جز همان چند .....  قطعه ناقابل چیزی عاید شان نشده است . در ضمن  دیگر مجبور هم نمی شویم  دنبال  این دادگاه و آن دادگاه  برای پس گرفتن از دست رفته ها  بدویم .  اشکالی هم ندارد ، چون تمام ساکنین محترم کرهً  دوّار حق دارند از دستاوردهای بشری و تاریخی استفاده کنند .

 دوم : حال که نمی توانیم به اندازه تایلند و مصر و امارات و فلان جا توریست و صنعت توریسم داشته باشیم ، و در ضمن به این همه بودجه و برنامه ریزی و جلسه و کنفرانس و گزارش و انتقاد و غیره و ذالک پایان دهیم ، و از طرفی  زمان هم دارد برای ما بازی در می آورد و بر علیه ما می چرخد و مهمتر ،  چون در دورهً خاصی از تاریخ تمدن بشری بسر می بریم ( که می توان آن را به دوره خبرها و تحرکات  صاعقه ای و انفجاری نامید ) و چه بسا تا چند روز دیگر اعلام کردند که فی المثل می خواهند میان دو ستون بزرگ تخت جمشید هم یک سد بزنند ، یا چسبیده به فلک الا فلاک یا الموت یک مرکز تجاری و شهر بازی  بپا کنند و الخ . القصه بهترین راهی که بنظر می رسد این است که  مراکز باستانی و تاریخی را به شرکتهای مهم و کارآمد جهان اجاره بدهیم ، نصف به نصف ( با شرایط عادلانه ).  از قدیم هم گفته اند که ؛ کار را باید بدست کاردان سپرد . درست مثل کاری که موزه لوور و امارات همین چند وقت قبل انجام دادند و بخشهایی از موزه  برای مدتی  به آنجا روانه خواهد شد ،  در این صورت نه تنها درآمد مان از این بابت چند برابر شده بلکه حفظ و حراست از آنها هم سفت و سخت تر خواهد شد و ایضاٌ کار سنگین و طاقت فرسای میراث فرهنگی هم سبک می شود. آنها که بیایند و کار را بدست بگیرند خودشان بهتر می دانند که کجا بساط شان را پهن کنند و مشتری بگیرند بخصوص اگر مکانیزه رفتار کنند اما نکته قابل توجه که باید رعایت شود اینکه اصلاً  نباید در این مورد  تعصب بخرج بدهیم ، شلوغش کنیم و فریاد وامصیبتا سر دهیم که بردند و خوردند و دست اجنبی و پای بیگانه و سرو کلهً جاسوس و چه و چه . ( بر این اساس مثل اینکه اولین قدم را برداشتند ؛ واگذاری میراث فرهنگی  به بخش خصوصی ).

 

 

پی نوشت :

 

واژه شناسی

 

مکانیزه :

 بر طبق آخرین بررسیها و تحقیقات تاریخی پیدایش این واژه مربوط می شود به دوره پارینه سنگی ، احتمالاً مکان های خاصی در نزدیکی غارها بوده که انسان های مبتدی برای تمرین و ممارست در امر پرتاب نیزه از آن استفاده می کردند چنانچه از تفکیک دو واژه " مکان " و " نیزه " بدست می آید . بعدها این دو واژه  مانند بسیاری دیگر از واژه ها به جهت سهل التلفظ  شدن  با هم ترکیب شده است و بشکل mechanize درآمده است که ما نیز به جهت سهل بودن از تلفظ  فرانسوی آن استفاده می کنیم.

  

میراث فرهنگی :

۱-  به اشیاء و ابزار و مصنوعاتی بسیار کهن اطلاق می شود که قابل حمل و منقول نباشد ، در موزه جای نگیرد و خارج از حوزه دسترسی شهرداری ها و برج سازان باشد. 

۲- در صورت لزوم بتوان در کنار آن سد ساخت.

۳- نام نوعی سازمان یا تشکیلات که در امر هماهنگی موارد ۱  و ۲ نقش دارد.

 

توریست :

 به اشخاص حقیقی یا حقوقی اطلاق می شود که قصد بازدید از میراث فرهنگی ( طبق توضیح بالا ) را دارند ، اعم از داخلی یا خارجی .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 اردیبهشت1386ساعت 15:33  توسط بامداد  |