و خداوند حیات و موجودات گوناگون را آفرید و انسان را اشرف مخلوقات نمود . آدمی نیز با توش و تلاش بی وقفه و اندیشه ناب به مراکز علمیه ساخته و پرداخته خود رهنمون گشت تا پشتهً جهل و جور و فقر از دوش درماندگان سبک گرداند . محیط خود را شاداب و آباد گردانده و دیگران را در نیل به نعمات بیکران مدد رساند . پس چون به میدان عمل برآمدند هر یک با اشتهار و اشتها دست بکار شدند تا آزموده ها و آموخته های خویش را به منصه ظهور و حضور رسانند . طی طریق فراوان و اوقات بسیار سپری نمودند تا سرانجام مصنوعی از خویش را که " سَد " می نامیدند به خلایق و جوامع عرضه گرداندند . جماعت با غریو شادی و مسرت خاطر چند صباحی را روزگار بگذراندند تا اینکه اندک اندک اخبار مذموم و روایات مغموم ، عیش جماعت را به کام همی تلخ نمودند . آنچه را برافراشته بودند " سَد " حیات شد و مانع ذات و عامل ممات . فی الجمله از نباتات و طیور و چارپایان زیبا همه یک به یک فنا گشته و اطراف و اکناف و بوستان به برهوت نشست . پس چون به علم و عمل خویش به سبب نخوت ، ندامت نتوانستند کرد ، هر یک علت را منسوب به سببی ناسوتی و لامکان کرده ، و جماعت حیران و سرگردان در عجب بماندند . حدیث آخر آمد و عرصه حیات و زمان نشاط بسر رسید و آنچه خود کردند عامل فنا و باعث زوال گردید و فوج فوج هلاکت نصیب ایشان شد .
دولت به اهل جهل دهند آری خوان مسیح خرمگسان دارند